درباره

خانواده حاجی‌ترخانی

مرحوم حاج آقا رضا حاجی ‌ترخانی در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش حاج محمدتقی در محله پاچنار تهران سقط فروشی داشت و مادرش از خانواده فیروزآبادی بود. حاج رضا فرزند بزرگ خانواده بود که سه برادر و دو خواهر داشت. یکی از برادران به نام حاج میرزا جواد آقا تهرانی (حاجی ‌ترخانی) (زاده ۱۲۸۳ تهران و درگذشته ۱۳۶۸ مشهد) عالمی ربانی و از معاریف علمای خراسان و حوزه علمیه مشهد بود. ایشان در سال ۱۳۵۸ از سوی مردم خراسان به عنوان عضو مجلس خبرگان قانون اساسی برگزیده شد.
حاج آقا رضا حاجی ‌ترخانی در میدان شاپور مغازه عطاری داشت و از کسبه خوش ‌نام، متدین و معتبر تهران بود. باتوجه به اینکه مغازه و منزل ‌شان در محله شاپور بود به ایشان حاج ‌آقا رضا شاپوری می گفتند. حاج آقا رضا از افراد خیر محله بودند. توزیع ارزاق و خاکه ذغال بین مستمندان در ایام قحطی بعد از جنگ جهانی، تلاش در جهت ایجاد و کمک به یتیم ‌خانه ‌ ‌ها و مساجد از جمله این اقدامات اجتماعی و خیرخواهانه است. پرورشگاه جعفری، مسجد ارک و … نمونه ‌هایی است که ما خبر داریم و از ایشان به یادگار مانده است ولی ماندگارترین آنها مسجد اعظم قم است.
مرحوم حاج آقا رضا با بسیاری از علما و مراجع زمان خویش در ارتباط بودند، از جمله حضرت آیت ‌اله خوانساری، حضرت آیت ‌اله بروجردی، مرحوم حاج شیخ عباس محدث قمی صاحب مفاتیح ‌الجنان و …
سخنرانی های مرحوم راشد یکی از برنامه ‌هایی بود که در خانه ایشان برگزار می ‌شد. مرحوم بهلول بعد از ماجرای گوهرشاد فراری بود و خانه حاج آقا رضا یکی از محل ‌های اختفای او بود.

فرزندان حاج‌آقا رضا

مرحوم حاج ‌آقا رضا حاجی ‌ترخانی (شاپوری) سه دختر و سه پسر داشت که در دامان مادری پرهیزگار و محب اهل بیت علیهم ‌السلام پرورش یافتند. فرزندان این خانواده نیز از افراد خوش ‌نام، متدین، مورد اعتماد مردم، خیّر و خدمتگزار جامعه شناخته می شوند.
هر سه پسر، کاظم، علی و محمد تقی که کسب و کار را از مغازه عطاری در کنار پدر آغاز کرده بودند، فعالیت ‌های اقتصادی خود را که عمدتاً در زمینه پخش کالای کشور به ویژه روغن، قند و شکر، سیمان و صنایع قند و شکر بود با مشارکت و در کنار هم ادامه دادند.

   تلاش و پشتکار، تدین، رفتار نیکو، مردم ‌داری، صداقت و امانت ‌داری موجب جلب اعتماد مردم به این برادران شده بود. قناعت به سود کمتر با گردش کار بیشتر، سیاستی بود که موجب رونق کسب و کارشان شد. آنچه امروزه «مشتری مداری» نامیده می ‌شود، خط مشی مورد عمل آنان بود. و این همه موجب شده بود تا آنان را از کارآفرینان و فعالان اقتصادی کشور به شمار آورند.

فعالیت های بازرگانی این سه برادر، آنها را از فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی غافل نکرده بود. طبیعی است پسران هم مانند پدر اهل خدمت به جامعه بوده باشند.

کمک ‌رسانی به محرومان و نیازمندان، خدمت به ایتام، کمک و رسیدگی به امور مدارس و دانش ‌آموزان، طلاب و مدارس دینی، حمایت از تأسیس صندوق ‌های قرض ‌الحسنه، کمک به احداث و فعالیت مساجد ازجمله این امور اجتماعی بود که هریک از سه برادر بسته به تشخیص و ذوق و سلیقه در آن زمینه فعالیت داشتند.

یک نمونه : در سال ۱۳۵۸ دولت موقت متوجه شد سیلوی قزوین ذخیره آرد ندارد، درحالیکه سیلوی مشهد و نیشابور آرد فراوان داشت، در این هنگام مهندس صباغیان(وزیر کشور) از طریق تقی حاجی ‌ترخانی توانست تمام امکانات شرکت را برای حل این مشکل به کار گیرد. (سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران. ص۲۴۳)

کاظم حاجی‌ترخانی (۱۳۰۰ تا ۱۳۸۷)

کاظم حاجی ‌ترخانی بعد از تحصیلات متوسطه، کسب و کار را در کنار پدر تجربه کرد. و راه ‌اندازی موسسه تاکسیرانی شهر تهران با مشارکت حاج عبداله مقدم تجربه دیگرش بود. سپس با تولید اولین روغن نباتی در ایران در کارخانجات صنعتی تهران به نام روغن نباتی گل با گرفتن نمایندگی، پخش آن در کشور را به عهده گرفت. پخش قند و شکر و تاسیس شرکت قند حبه فادا و تولید اولین قند حبه در ایران، اخذ نمایندگی کارخانجات سیمان و پخش سیمان در کشور، راه ‌اندازی موسسه حمل و نقل به منظور توزیع سیمان و سایر کالاها و … از جمله فعالیت ‌های اقتصادی بوده که با همکاری و مشارکت برادران داشته ‌اند.
کاظم از زمان اقامت حاج ‌آقارضا در قم برای امور ساختمان مسجد اعظم، روزهای پایانی هفته به قم می رفت. که بعد از فوت حاج ‌آقا رضا (۱۳۴۸) هم ادامه پیدا کرد و با مراجع و علمای قم در ارتباط بودند. و نسبت به رفع کمبودها و نیازهای آنان اقدام می ‌نمودند. به عنوان نمونه هنگامی که آیت اله استادی می ‌خواست کتاب فهرست نسخه ‌های خطی مسجد اعظم را چاپ نماید برای خرید کاغذ از حاجی ‌ترخانی کمک خواست؛ پانزده هزار تومان از هزینه کاغذ را حاجی ‌ترخانی و بقیه را آیت اله گلپایگانی تقبل کردند. (سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران. ص۲۴۳)
بعد از ورود و اقامت استاد مطهری در تهران، در سالهای قبل از انقلاب یکی از همسفران کاظم حاجی ‌ترخانی به قم در پایان هفته ‌ها استاد مطهری بودند. ارتباط و ملاقات کاظم با مراجع و فضلای قم از برنامه ‌های معمول ایشان در سفرها بود. همفکری و همکاری با محافل و شخصیت ‌های مذهبی و حمایت مالی و فکری از برنامه ‌های آنان در حقیقت ادامه راه مرحوم حاج ‌رضا بود که توسط حاج کاظم آقا دنبال می شد.
سابقه آشنایی و همکاری مرحوم حاج کاظم با شهید مطهری به سالها قبل بر می ‌گردد. در سال ۱۳۳۷ با همکاری مهندس بازرگان، آیت ‌اله مطهری، دکتر يدالله سحابي، مهندس کتيرايي، کاظم حاجی ‌ترخانی و… نهادی اجتماعی اسلامی موسوم به «متاع» تأسیس شد.نام متاع برگرفته از حروف اول «مكتب تربيتي اجتماعي علمي» است. هدف آن فعاليت ‌هاي اجتماعي بود. شكل سياسي نداشت ولي مذهبي بود. حاصل این فعالیت ‌های بی سر و صدا تأسیس چندین موسسه و نهاد دینی اجتماعی مستقل بود که به عنوان نمونه می توان از شركت سهامي انتشار، شركت نشر قلم، انجمن اسلامي مهندسين، انجمن اسلامي پزشكان، انجمن‏اسلامي معلمين، انجمن اسلامی بانوان، دبیرستان کمال نارمک و موسسه اسلامی نارمک نام برد.
حاج کاظم این گونه فعالیت های اجتماعی مذهبی را بر فعالیت ‌های آشکار سیاسی ترجیح می ‌داد.
اولین جلسه «متاع» پس از انقلاب اسلامی، روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ با حضور آقایان مطهری، مهندس بازرگان، مهندس سحابی، حاج کاظم آقا حاجی ‌ترخانی، مهندس تاج و مهندس کتیرائی در منزل آقای مهندس سحابی واقع در خیابان بهارستان باغ امین ‌الدوله تشکیل شد. و بعد از جلسه در ساعت ۱۲ همین شب ترور استاد شهید مطهری اتفاق افتاد.
شرح ماجرای آن شب به روایت مرحوم مهندس کتیرائی در روزنامه جام جم ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ نقل شده است.
زمانی که مهندس بازرگان رییس دولت موقت بود در امور مربوط به بازار با کاظم حاجی ‌ترخانی و مصطفی عالی ‌نسب مشورت می کرد. (سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران. ص۲۴۶)

علی حاجی‌ترخانی (۱۳۰۳(تهران) تا ۱۳۷۲(دمشق))

علی حاجی ‌ترخانی در زمان دولت مصدق (۳۰ تیر ۱۳۳۱) که شهرداران بوسیله مردم انتخاب می ‌شدند به ‌عنوان اولین شهردار منتخب کرج برگزیده شدند. آشنایی با شهر کرج موجب شد تا بعدها نسبت به خرید اراضی قلعه شنبه و شهرک ‌سازی و کشاورزی در آن اقدام نماید. با تفکیک و قطعه ‌بندی این اراضی، خیابان ‌کشی، لوله ‌کشی آب و تأمین برق، باغچه ‌هایی برای ییلاق خانواده ‌های تهرانی فراهم و “شهرک گلشهر” ایجادشد. رسیدگی به امور این اراضی یکی از زمینه ‌های فعالیت حاج ‌علی ‌آقا بود. (آن شهرک ییلاقی بیرون کرج، امروزه بخشی از منطقه ۵ شهر کرج را تشکیل می ‌دهد.)
بعدها در سال ۱۳ بخشی از این اراضی و قطعات تفکیکی به منظور ایجاد یک دانشگاه دینی مبتنی بر فقه جعفری و نشر و تبلیغ معارف دینی، احداث مسجد و کمک به تامین مسکن اساتید و دانشجویان و افراد مستمند و نیازمند وقف عام گردید. بعدها در جریان سفر مقام رهبری به کرج همین اراضی محل گردهمایی مردم و سخنرانی رهبری قرارگرفت.
در ماه های اول انقلاب علی حاجی ‌ترخانی به عضویت اتاق بازرگانی منصوب شد. و یکی از نمایندگان امام خمینی بود که اسفند ۱۳۵۷ مسوولیت حفاظت از اموال هژبر یزدانی را به عهده گرفت. با تاسیس بنیاد مستضعفان اموال هژبر به این نهاد واگذار شد.
و همانگونه که قبلا ذکر شد فعالیت ‌های بازرگانی و اقتصادی سه برادر عمدتا با مشارکت هم انجام می شد. در صنایع قند و شکر فعالیت حاج ‌علی ‌آقا در امور قند بردسیر و قند ارومیه بیشتر بود. (خوی، کارخانه شهد و…)۶۴

محمدتقی حاجی ‌ترخانی (۱۳۰۸ تا ۱۳۵۸)

محمد تقی حاجی ‌ترخانی یکی از چهره ‌های معروف مبارز و از معاریف بازار تهران بود. او در ترویج و اشاعه فرهنگ و نهاد های اسلامی نقش بسزایی داشت به طوری که به عنوان یک فرد خیر و پیشقدم در کارهای عام ‌المنفعه زبانزد عام بود. در بنیانگذاری مسجد قبا که یکی از سنگرهای اصلی مبارزات اخیر ایران بود سهم بسزایی داشت و به ‌واسطه اينکه عضو اصلي هيات امناي مسجد قبا بود، ارتباطات بسيار نزديکي با آيت‏الله مفتح داشت. از کارهایی که ایشان زیاد بدان علاقمند و مقید بوده ‌اند تاسیس و شرکت در تاسیس درمانگاه ‌ها و صندوق ‌های قرض ‌الحسنه و عموم کارهایی است که به نفع عموم توده ‌های محروم مردم است.

محمد تقی حاجی ‌ترخانی به خوش اخلاقی بیش از بقیه برادران شهرت داشت. دست و دلباز و نترس بود. انسان شریفی بود و خیلی به انقلاب خدمت کرد. برای انتشار اعلامیه‎‎ ‌ها حتی از ارتباط‎‎هایی استفاده می ‌‎کرد که در کسب و کار بازار و تجارت داشت. مبارزان را پناه می داد و مخفیانه از خانواده‎ ‌هایشان مراقبت می ‌‎کرد.

حاج‏حسين مهديان از اعضاي موسس مسجدقبا، در بخشی از یک مصاحبه اين‏گونه روايت مي‏کنند:

حاج آقا حاج‏ تقی طرخاني واقعا انسان بزرگوار و كم نظيري بود. من آدمي مثل او واقعا نديده‏ام. وجودش را وقف نهضت و روحانيت كرده بود. تمام وعاظ و علمائي كه تحت تعقيب ساواك بودند و مي‏خواستند مخفي شوند، يك باغچه‏اي خارج از تهران داشت و همه را آنجا مي‏برد.

محمدتقی حاجی  ‌ترخانی که از مبارزین سرسخت دوران رژیم پهلوی بود در مقابل منزلش واقع در خیابان شریعتی، خیابان شهرزاد، کوی معقول هدف گلوله قرار گرفته و در راه بیمارستان به شهادت رسید.

کشیک اورژانس بیمارستان ایرانمهر تهران با بیان اینکه حاج  ‌طرخانی را بلافاصله بعد از ترور به بیمارستان رسانده بودند، گفت با این وجود وی در راه جان سپرده بود.